السيد جعفر السجادي
476
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
طور مطلق بدون لحاظ تعيّن و تشخص آن در مرتبهء از مراتب . 3 - ملاحظهء نفس تعينيات ممكنات منفك از طبيعت وجود كه همان جهت تعين و مراتب وجود باشد و آن چه است ، اعتبارى محض است همين جهات تعيين و مراتب نازلهء آنها است . و آن چه را عرفان عدم محض دانسته است اين مرتبه و لحاظ است . ملاصدرا مىگويد معنى اين كه عارفان و اهل ذوق مىگويند « هويات ممكنات امور اعتبارىاند » اين نيست كه صرفا اوهامى و خيالاتى بيش نمىباشند و اصلا و ابدا وجود خارجى ندارند خلاصهء كلام آن كه ممكنات در جنب ذات واجب الوجود ليس محضاند و الا فى حدّ ذاته موجودند و در خارج داراى آثار خاصىاند و هر ممكنى از ممكنات داراى دو وجه و جهت است يك جهت جهتى است كه بدان جهت موجود است و واجب بالغير است از آن جهت كه موجود و واجب بالغيرات و به اين اعتبار موجودى است كه در موجوديت مشارك با همهء موجودات است حتى واجب الوجود بدون تفاوت و جهت ديگر جهتى است كه موجب تعيّن هويّت او است يعنى هويّت وجودى و درجه و حدّ آن و مرتبهء آن كه در كدام مرتبه و طبقات موجودات است و مىدانيم كه ممكنيت ممكن مأخوذ از مراتب نازل وجود است ، نازل از مرتبهء وجود وجوب و بنابر اين هر اندازه از مرتبهء واجب نازلتر باشد نقصان او زيادتر است و به اين جهت است كه گفتهاند ممكنات نقص محض و اعتبار صرفاند . ممكن اشرف - قاعدهء امكان اشرف . منهج لمى - مراد از منهج لمى برهان لمى است در مقابل منهجانى كه برهان انى است . « 1 » مواد ثلث - يكى از مسائل مورد بحث در بخش امور عامه اسفار بحث از مواد و يا جهات سه گانه است كه جهات يا مواد قضايا است . بحث اين است كه نسبت نفس الامرى و واقعى بين دو جزء هر قضيه مانند ( انسان حيوان است ) و يا مانند ( انسان كاتب است ) و يا مثلا ( زيد كاتب است يا نيست ) و مانند « شريك البارى موجود نيست يا موجود هست ) و ازين قبيل قضايا بحث اين است كه اين نسبتها يعنى نسبت محمولها به موضوعها درست است يا درست نيست و اگر درست است چگونگى آن چيست . وجود حيوان براى انسان و كتابت براى او ضرورت دارد و يا ضرورت ندارد و امكان دارد و يا بالكل محال است . و مثلا نسبت وجود شريك براى خداوند محال است . اين نسبتها در واقع به نحوى وجود دارد چه ما او را درك كنيم يا نكنيم به زبان بياوريم يا نياوريم آن چه ما ذكر مىكنيم مانند اين كه بگوييم انسان حيوان است بالضرورة و يا انسان حجر نيست بالضرورة و يا انسان كاتب است بالامكان و نسبت وجود شريك به خدا بالامتناع است اينها را جهات قضايا گويند و نسبت واقعى را ماده قضايا گويند كه سه قسم اصلى بيشتر ندارد زيرا مفاهيم ذهنى ما با مقايسه به خارج و اين كه وجود خارجى دارند يا ندارند و اگر دارند چه نوع وجودى دارند سه قسم است مفهومى كه مصداق خارجى آن حتمى است و ضرورت دارد كه واجب است و مفهومى كه امكان وجود خارجى ندارد ممتنع نام دارد و مفهومى كه
--> ( 1 ) اسفار ، ج 3 ، صص 399 ، 470 .